خرید بک لینک

روزگاری

تمام دنیایت بودم
تمام دنیایم بودی

خانهٔ متروکه...

می‌خندیدی به هر حرف ساده‌ام
می‌دویدی به سمتم
می‌ترسیدی از روزی که نباشم

حالا اما
در کنارمی
و دورتر از هر غریبه‌ای

حرف می‌زنم
اما گوشی برای شنیدن نیست
دستم را دراز می‌کنم
اما گرمایی نمی‌یابم

تو رفتی
بی آنکه قدمی برداری
و من ماندم
در خانه‌ای که دیگر خانه نیست

برچسب: نویسنده: آرتین امیری تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 14:20

صفحه بندی