خرید بک لینک

سال‌ها گذشت…

و من،

خاکستر یک عشق...

هرچه داشتم را در راهی ریختم

که به هیچ جا نمی‌رسید.

دوست داشتم،

با تمامم،

با رویاهایی که خانه‌ام بودند،

با دلی که سقفش را روی ویرانه‌ها بنا کرده بود.

اما عشق،

گاهی بیشتر از آنچه می‌دهی،

از تو می‌گیرد.

حالا من مانده‌ام،

میان دیوارهای سکوت،

با دست‌هایی که چیزی برای از دست دادن ندارند،

با چشمانی که دیگر به انتظاری خیره نمی‌شوند.

تنها همدمم،

سیگاریست،

که هر شب،

می‌سوزد،

و تمامم می‌شود

درست مثل من...

برچسب: نویسنده: آرتین امیری تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 14:20

صفحه بندی